سه نکته در مورد فیلم پدر آن دیگری
پژوهشگران سینمایی می دانند که سینمای ایران به رغم اشکالات کلی و محلی، در میان کشورهای مشابه جایگاه بالاتری دارد و بخش مهمی از این جایگاه را مدیون مخاطب آگاه است. بنابراین، چند دهه گذشته شاهد ساخت فیلم های بسیار قدرتمندی از سوی سینماگران ایرانی بوده ایم که برخی از توانمندی های فیلم سازی ایرانی را می توان در کار فیلمسازانی مثل یدالله صمدی دید. البته فیلمی که صمدی ساخته بی اشکال هم نیست و به دلیل اینکه در متونی که در این کتابچه چاپ شده نقاط قوت فیلم به بحث گذاشته شده اند، در این نوشتار تنها به سه اشکال در این فیلم اشاره می کنم.
اشکال نخست این فیلم این است که به طرز بسیار افراطی ضد مرد است. در این فیلم تنها دو مرد خوب وجود دارند که یک از آنها جمشید مشایخی و دیگری کودک قهرمان فیلم است. با توجه به «زنانه سازی» کودک قهرمان فیلم و این واقعیت که او به مثابه بخشی از وجود مادرش بازنمایی می شود، می توان گفت که در فیلم صمدی تنها یک مرد خوب هست. مردانی که صمدی معرفی کرده انسان های بی رحم، نادان، و بدطینت هستند. از آن سو، نگرش بسیار منفی نسبت به مادرشوهر و خواهر شوهر هم یک نگرش کلیشه ساز نسبت به زنان است، که البته با همان نگاه زنانه ضد مرد – و ضد وابستگان خانوادگی مرد- نویسنده رمان طراحی شده اند.
اشکال دوم فیلم غیر واقعی بودن آن است. نویسنده، فیلمساز، و جامعه شناس باید در جامعه بگردند. آنها باید جامعه را زندگی کنند. بدون سوار شدن به مترو و اتوبوس شهری نمی توان در مورد جامعه صحبت کرد؛ بدون زندگی کردن فقر، نمی توان در مورد فقر فیلم ساخت؛ و، بدون تجربه کردن زندگی در ناامنی، نمی توان ناامنی را ترسیم کرد. فیلم صمدی از این جهت بسیار ضعیف است. او تلاش کرده یک خانواده معمولی را نشان دهد که مشکلات خاص خود را دارد، اما، این خانواده های معمولی در خانه هایی زندگی می کنند که امروز ده ها میلیارد تومان قیمت دارند. این اشکال البته در بسیاری از دیگر فیلم های ایرانی وجود دارد.
اشکال سوم فیلم برداشت بدون ارجاع از یک اثر پیش از خود، یعنی فیلم طبل حلبی ساخته سال 1979 به وسیله کارگردانی به نام وولکر شلوندروف است. حتی در انتخاب بازیگران هم تا حد زیادی از این فیلم تقلید شده است. به هر حال در هنر و ادبیات می شود از دیگر آثار استفاده کرد، و به عبارتی، نمی شود از آثار دیگر استفاده نکرد، اما، این استفاده باید با ارجاعات و رعایت حق مولف انجام شود. گذشته از این، به هر حال هنرمندان کشوری که حافظ و سعدی دارد، چرا باید برای هر چیزی از روی آثار دیگر کپی بزنند؟