این کتاب را پیشتر دست کم پنج انتشاراتی دیگر با عناوینی مانند دوازده قانون زندگی یا چیزی شبیه به این منتشر کرده اند اما چون از آن ترجمه ها راضی نبودم تصمیم گرفتم خودم کتاب را با این عنوان خاص ترجمه و منتشر کنم. جوردن پیترسون در این کتاب به خوبی ما را با مفهوم زندگی و آمیختگی محتوم آن با رنج آشنا می کند و تلاش می کند ما را به سوی این که چگونه با این رنج ها سازگار شویم و آن ها را مدیریت کنیم راهنمایی کند. دکتر نورمن دویج یکی از برجسته ترین روانشناسان کانادایی و دوست جوردن پیترسون در بخشی از پیشگفتار خود برای این کتاب نوشته است:

«ما دادساز هستیم و با توجه به این که ما جانوران اخلاقی هستیم، اثر نسبی گرایی ساده‌انگار مدرن بر ما چه خواهد بود؟ این یعنی ما با وانمود کردن به چیزی که نیستیم، دست و پای خودمان را بسته‌ایم. این یک ماسک است، اما یک ماسک عجیب، چون هر کس که آن را روی صورتش بگذارد را می‌فریبد. کلیدی بردارید و روی ماشین مرسدس بنز باهوش‌ترین استاد نسبی‌گرای پسامدرن دانشگاه خطی بیندازید، سپس خواهید دید ماسک نسبی‌گرایی (و ادعای آن که می‌گوید چیزی به نام درست و غلط وجود ندارد) و خرقه بردباری افراطی‌اش به تندی کنار می‌روند». و، در جای دیگری از همین پیشگفتار، او می نویسد: «اگر شما یا کسی از نزدیکان شما رنج می‌کشد، این خیلی غم‌انگیز است. اما دریغا که این رنج فقط متعلق به یک بخش خاص از زندگی نیست. ما صرفا به این دلیل که «سیاستمداران احمق‌اند» یا «سیستم فاسد است»، یا صرفا به این دلیل که شما و من و هر کس دیگری می‌توانیم به راستی خودمان را قربانی کسی یا چیزی بدانیم رنج نمی‌کشیم. ما به این دلیل رنج می‌کشیم که چون به عنوان یک آدم زاده شده‌ایم، زندگی برای هر کدام از ما سهمی از رنج را کنار گذاشته است. اگر شما یا کسی که دوستش دارید اکنون رنج نمی‌کشد، به احتمال بسیار -مگر این که خیلی خوش‌شانس باشید- در پنج سال آینده از بخشی از سهم خودتان از رنج بهره‌مند خواهید شد. بچه‌داری سخت است، کار کردن سخت است، پیری سخت است، بیماری و مرگ واقعا سخت‌اند، و جوردن تاکید می‌کند کشیدن این رنج‌ها به تنهایی، بدون کمک یک رابطه عاشقانه، یا خرد، یا بینش‌های روان‌شناسیکی که بزرگ‌ترین روان‌شناسان عرضه می‌کنند، حتما این رنج‌ها را سخت‌تر می‌کند».