کتاب روانشناسی شهرت (The Psychology of Celebrity) نوشته گیل استیور[1] دانشیار کالج سانی/امپایر استیت تلاش می کند تا «شهرت» را از دیدگاه های مختلف، مخصوصا از دیدگاه روانشناسی بررسی کند. استیور نخست از ما می خواهد به ریشه های علاقه به سلبریتی ها در درون ناخودآگاهمان بیندیشیم و سپس از ما می پرسد، چرا ما این همه از سلبریتی ها خوشمان می آید؟ تفاوت میان معروفیت و شهرت چیست؟ و، نقش رسانه های اجتماعی در موج نوی از سلبریتی ها چه بوده است؟

کتاب خاستگاه های شهرت را بررسی می کند و تلاش می کند رابطه میان سلبریتی ها و هوادارانشان را تبیین کند. کتاب به صورت خاص به نقش رسانه ها در شهرت توجه دارد و نشان می دهد چگونه سلبریتی ها از رسانه ها برای دستیابی به شهرت و حفظ و تقویت شهرت استفاده کرده اند. به صورت خاص، در این کتاب می بینیم که چگونه رسانه های اجتماعی توانسته اند چشم اندازی نو به شهرت را فراهم کنند و سلبریتی ها حالا دیگر می توانند در شبکه های اجتماعی به صورت عاطفی به هواداران نزدیک تر شوند و برای آن ها تصور یک رابطه بی واسطه و آنی را ایجاد کنند.

پیدایش رسانه‌های اجتماعی باعث شده برخی تغییر شکل‌ها در شهرت آغاز شود که هم قد و اندازه تغییراتی هستند که پیشتر در زمان آمدن تلویزیون ایجاد شده بود. رسانه‌های اجتماعی دارند به صورت جدی مرزها میان امور همگانی و خصوصی را دگرگون می‌کنند و این واقعیت نشان می‌دهد شهرت به چه دلایلی یک کردار نمایشی است. رسانه‌های اجتماعی رسانه‌های ارائه کننده هستند، نه بازنما، و ژانرهای نو همچون «سلفی‌های سلبریتی‌ها، اسنپ‌ها و اعلام‌های ۱۴۰ حرفی» و پلتفرم‌هایی که از این‌ها پشتیبانی می‌کنند -اینستاگرام یا تویتر- گزینه‌های بسیاری برای سلبریتی‌ها فراهم می‌کنند تا همزمان عمومی و خصوصی شوند. یعنی این‌ها به سلبریتی‌ها کمک می‌کنند تا (ظاهرا) خود را به صورت مستقیم با «بلاواسطگی»، «آنی بودگی»، «اصالت»- برای هواداران و پیگیری کنندگانشان ارائه کنند. مرزها میان امر همگانی و امر خصوصی گرچه آشکارا دگرگون شده است، و پیچیده است، مطمئنا نابود نشده است.

رسانه‌های اجتماعی همچنین نسل سلبریتی‌های خودشان را پروش داده‌اند که به آن‌ها «میکروسلبریتی» می‌گویند. واژه «میکرو» در این جا نه به اندازه مخاطب بلکه به کانال‌ها و مدارهای غیرپخش‌گسترده اشاره دارد (گیم باز و ولاگ نویسی به نام پیودی‌پای بیش از ۴۲ میلیون آبونه داشت). این واژه بعدا برای توصیف شکلی از کردار اجتماعی سلبریتی‌های آنلاین به کار رفت به طوری که انگار او در هر لحظه به عنوان یک برند مخاطب دارد.

گیل استیور در این کتاب به پژوهش هایی که دیگران روی سلبریتی های مختلفی همچون کیم کارداشیان و مایکل جکسون انجام داده اند هم ارجاع می دهد تا به ما نشان دهد اثرات سلبریتی ها روی زندگی امروز ما چقدر می تواند عمیق باشد و جنبه های مختلف زیست امروز ما را تحت نفوذ خود بگیرد.

استیور می گوید اگر به تاریخ نگاه کنیم می بینیم که افراد مشهور، بویژه قبل از ظهور رسانه های جمعی، فقط افرادی حساب می شدند که کاری خارق العاده انجام داده اند. با این وجود، همانطور که بورستین اشاره کرده، پس از ظهور رسانه های جمعی نوعی گرایش به آفرینش «رویدادهای کاذب» ایجاد شد تا توجه مخاطبین به افرادی جلب شود که رسانه می خواهد. اگر آنطور که ون کریکن گفته توجه یک منبع محدود باشد، آنگاه ناگزیر می شویم در مورد اینکه توجه خود را به کجا معطوف میکنیم گزینشی عمل کنیم. آنهائی که رویدادهای کاذب یا رویدادهائی ایجاد می کنند که فقط به دنبال جلب توجه باشند همان هائی هستند که هدفشان معروفیت است. اگر کسی به دنبال شهرت باشد سعی می کند کاری انجام دهد که ارزش انجام دادن داشته باشد و سپس امیدوار است بخاطر آن مورد توجه قرار گیرد. اگر کسی در واقع فقط به دنبال معروفیت باشد، آنگاه هر رفتاری که جلب توجه کند برای این مقصود کافی است. افرادی هم هستند که نه به دنبال شهرت هستند نه معروفیت.

نسخه انگلیسی این کتاب ۱۱۰ صفحه دارد و انتشارات راتلج آن را در سال ۲۰۱۹ منتشر کرده است.

 


[1] Gayle Stever