در آخرین جلسه سلسله کارگاه های فرهنگ شهرت که به همت پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی و انجمن علمی ارتباطات در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد، احسان شاه قاسمی استاد ارتباطات در دانشگاه تهران درباره سلبریتی های مجازی صحبت کرد. وی در آغاز جلسه گزارشی از سه جلسه پیش ارائه کرد و توضیح داد که فرهنگ شهرت حاصل تغییرات اجتماعی چندگانه ای است اما موتور پیشرانه آن رسانه بوده و هست. وی گفت پرستش سلبریتی ها پدیده ای نسبتا جدید است و بخشی از آن ناشی از تضعیف دین در جامعه است. انسان نیاز به دین و دینداری دارد و در نبود «خدا»، سلبریتی ها به آسانی بر این جایگاه می نشینند. البته هواداران در سه دهه اخیر نشان داده اند چندان بر سر پیمان خود با این خدایان باقی نخواهند ماند و به موقع سنگ اول را به آن ها خواهند زد.
یکی از روابطی که میان سلبریتیها و مخاطبان وجود دارد و پژوهشهای زیادی درباره آن انجام شده، «روابط فرااجتماعی» است که مفهومی است که روانشناسانی به نامهای دونالد هورتون و آر. ریچارد وول نوآورد کردند تا توضیح دهند چطور شخصیتهای مردمپسند در تلویزیون و رادیو میتوانند باعث ایجاد روابط میان-شخصی یکسویه با مخاطبان بر اساس توهم صمیمیت شوند. در روزهای نخست فرمتهای رسانهای توده وار، رسانههای پیشا-اینترنت و پیشا-اجتماعی، این احساس صمیمیت به وسیله سبکهای گفتگویی غیررسمی خودمانی و پرسش و پاسخ مجریان تلویزیون و رادیو، نمایش بازیگران سینما و تلویزیون به عنوان دوستان نزدیک مخاطبان، رفتن به میان مخاطبان، و کاربرد ابزارهای فنی مانند کلوزآپها یا کنترل صدا به نحوی که بازیگران با مخاطبان دوستانهتر، نزدیکتر، و صمیمیتر به نظر بیایند ایجاد میشد. نتیجه این پخش گسترده این است که مخاطب دانش گستردهای درباره شخصیتهای تلویزیونی و رادیویی به دست میآورد و حس میکند انگار با این افراد دوست صمیمی است و همچنان برای پیگیری محصولات رسانهای آنها وقت میگذارد.
عضو هیات علمی دانشگاه تهران فعالیت های انساندوستانه سلبریتی ها را مضر و فریبکارانه دانست و افزود، در دو دهه گذشته به صورت خاصی شاهد برآمدن شکلهای «سلبریتی» انساندوست و دهشگری جهانی بودهایم که با رهبری «ستارگان» رامشگر، میلیاردرها و کوشندههای سازمانهای غیردولتی (مانند باب گلداف، بونو، آنجلینا جولی، مدونا، بیل گیتس، جورج سوروس، کارزار دارفور را نجات دهید، پزشکان بدون مرز و در ایران کسانی مانند کتایون ریاحی، بهنوش بختیاری و حتی امیر تتلو) به کار خود ادامه میدهد. نویسنده هندی-انگلیسی ایلان کاپور این پدیده نو را مطالعه میکند و میگوید فعالیت انساندوستانه سلبریتیها به سرمایهداری نولیبرال و نابرابری جهانی مشروعیت میبخشد و آن را تقویت میکند. وی با استفاده از کار اسلاوی ژیژک نشان میدهد چگونه فعالیتهای انساندوستانه سلبریتیها نه تنها انساندوستانه. . . ادامه